هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

372

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

حاكم قدغن كرده بودند [ كه ] كسى نخرد . آخر الامر به رضا قلى خان پسر اسماعيل چهاردولى فروختند ، موافق ريزى كه در ذيل ذكر مىشود : 1 . گوسفند « 1 » 50 رأس 2 . الاغ 6 رأس 3 . شتر 3 رأس 4 . گاو 15 رأس 5 . ماديان عرب بسيار خوب رأس ندارد . 4 ساعت از شب گذشته ، در منزل حاكم صرف شام شده و خوابيدم . سه‌شنبه ، 8 صفر [ 1300 ه . ق . ] در منزل حكومت نهار خورده ، سوار شدم . [ آقا منار ] يك ساعت به غروب مانده ، رسيدم به قريهء آقا منار « 2 » ، ده كلبعلى خان ياور چهاردولى ، پسر عموى سليم خان سرتيپ . دهى ديدم خراب و ويران . حالتى از رعاياى اين ده مشاهده كردم . خيلى پريشان و مفلوك دارد . بر خانهء كلبعلى خان ياور شدم . وضعى از مشار اليه ديدم ، كه خيلى پريشان [ بود ] ، كه به جهت پذيرايى من خفت كشيد . پرسيدم كه : « چرا اين ده به اين قسم است ؟ » ياور مذكور نمود كه : « در وقت جنگ اكراد من مأمور به شيراز بودم . عثمان آقاى كورك با جمعيت خود وارد بر اين ده مىشود ، در خانهء من كه ياور هستم ، منزل مىكند . قريب [ به ] 2000 تومان اسباب و اموال مرا مىبرد . قريب [ به ] سه چهار هزار تومان هم مال رعيّت را مىبرد . پنجاه شصت نفر را هم ، چيزى مىكشد و چيزى توى آتش مىسوزاند و جميع ده را آتش مىزند . »

--> ( 1 ) . تعداد گوسفندان و گاوها را به حساب سياقى نگاشته است . ( 2 ) . روستاى آقامنار كه امروزه به آن آق‌منار مىگويند و از توابع شهرستان ملكان و بين ميدان جق تا گل‌تپه واقع شده است .